تبليغاتX
جغرافیا - نگاهی به انتخابات در استان ایلام
شناخت فرهنگ پارس و عیلام

پديده‌ي انتخابات در ايلام، مأمن و مأواي ظهور و بروز پديده هاي اجتماعي زيادي است. با به صدا درآمدن زنگ انتخابات، خصوصاً انتخابات مجالس شوراي اسلامي و شوراهاي شهر و روستا در ايلام، پديده هاي اجتماعي ديگر نيز همرا با آن ظهور مي يابند. اين نوشتار بر آن است تا به پديده اي بپردازد كه از بطن انتخابات در ايلام روئيده و نگارنده آن را "ايل سواري مجاني" مي نامد. با نواي دل انگيز انتخابات در اين ديار، اسب زين كرده‌ي ايل، رخ مي نماياند و چنان مي تازد كه هيچ چيز و هيچكس ياراي افسار كردن آن را ندارد. بانگ انتخابات، اسب ايل را مست مي كند و "هيستري ايلياتي گري" را ترويج مي نمايد. "اليناسيون ايلي" مستولي گشته و نه منزلت افراد جلودار آن است و نه مؤلفه هاي آن، چون ثروت و تحصيلات. انتخابات همه را در ايل ذوب مي كند، ايل خاطيان را دير يا زود تنبيه كرده و سپهر نظارت و كنترل خود را گسترانده و همه را به گونه اي موقت ايلياتي مي سازد. با مست شدن اسب ايل،مستي شناسان سر مي رسند و بر دامنه‌ي هيستري ايلياتي مي افزايند و نقش ممتاز خود را در "از خود بيگانگي" افراد، ايفا مي نمايند. سرمستي اسب و هيستري ايلياتي، كانديداها را ترغيب كرده تا بهره‌ي لازم را از اسب ايل برده و از آن "سواري مجاني"‌ بگيرند. برخي از افراد كه در رقابت هاي انتخاباتي شركت مي كنند از همان آغاز به دنبال ايلي مي گردند تا پشتوانه‌ي آراء آنان گردد. آنها نه در ايل حضور داشته و نه سال هاي زيادي زندگي ايلي كرده اند. نه ارزش هاي ايلي را به رسميت مي شناسند و نه از هنجارهاي ايلي شناخت لازم دارند. بزنگاه سر مي‌رسند، از راههاي گوناگون خود را از اسب ايل آويزان كرده، تا به هر طريقي شده، بر زين بنشينند و از اسب مست، سوار مجاني بگيرند. آنها كه غالباً غايب ايل و مناسك خاص آنند در روزهاي انتخابات مستقيم و غيرمستقيم خود را به ايل نزديك كرده و از پيوندهاي سببي و نسبي خود، تابلو مي سازند. از گذشته اي ياد مي‌كنند كه به ندرت چيزي از آن در خاطر دارند. عصاره‌ي كلامشان به رخ كشيدن قدرت و غيرت اعضاي ايل ، مخالف خواني ايلي و موفقيت و سربلندي ايل خود، براي پركردن صندوقهاي آراء خويش است. "ايل سواران" شهرنشيناني هستند كه مي خواهند موقتاً به زندگي ايلي رجعت كنند و ظاهراً از كدخدايان طوايف، الگوهاي نقش بسازند. آنها در بحبوبه ي انتخابات، صاحب هر مقام و موقعيتي كه باشند گوش هاي خود را به پيرمردان ايل و عشاير مي‌سپارند،اما قلب و دل شان متوجه صندلي هاي مجلس است.با كمال احترام از جد وجده‌ي خود و ديگران سخن مي گويندو نام و فاميلي خود را به تاريخ ايل،پيوند مي دهند.ايل سواران به ايل و ايلياتيان،نگاهي ابزاري داشته و مي خواهند بي هيچ زحمتي، از رحمت ايل برخوردار گشته، تا صندوق هاي خود را مجاناً پر از راي كنند. ايل سواران نورسيده، از مستي اسب ايل و هيستري افراد، سود خود را برده و راه خويش را هموار مي نمايند. ياد گرفته اند چگونه در شيپور ايل بدمند تا ايلياتيان را در خدمت به خود، به صف گرفته و از اسب مست ايل، مجاناً سواري بگيرند. ايلياتيان نيز فرد تازه وارد به ايل را كه تا ديروز، شناختي از او نداشته و ديگران در فضايي غبارآلود از او چهره اي دلخواه برايشان ترسيم  نموده اند، و فرد كانديدا را واجد صفاتي كاريزمايي معرفي كرده اند. فردي بالاتر از تصور خود مي پندارند و در اين بين "ايل سوار" نيز، با رفتارهاي خاصش بر ميزان اين غبارگرفتگي مي افزايد تا چهره‌ي واقعيش هويدا نگردد. و اينچنين آگاهي كاذب، بر آگاهي راستين غلبه مي نمايد. هرچه حجاب معرفت بيشتر گردد، بر وجوه كاريزمايي او افزوده مي شود. آنگاه و در اين فضاي مه گرفته، او خود را بر دوش مردمان ايل مي بيند و بدين صورت منتخب افراد بسياري خواهد گشت.

افراد ايل نيز كه دچار هيستري ايلياتي گري گشته اند، تنها به ايل انديشيده، در آن فضا، هويت و هستي خود را در هستي ايل مي جويند و لذا هدف، تنها موفقيت ايل در اين مسابقه ي ايلياتي گري است. اعضاي از خودبيگانه ي ايل، كه در جمع هضم شده اند در آن اوضاع نمي دانند چه سود واقعي از اين مسابقه نصيب آنها خواهد گشت؟ و چرا چنين شتابان همه را تشويق به شركت در اين مسابقه مي كنند؟ در آن ايام، دوستان آنها، همان دوستداران ايلند و مخالفان ايل، در صف دشمنانشان جاي مي گيرند. فرق چنداني نمي‌كند، در سياه چادر بنشينند و يا در عمارت باشكوهي زندگي كنند، بيسواد باشند يا تحصيل كرده، شهرنشين باشند و يا در روستا بسر برند، در متن باشند يا در حاشيه. تورم، بيكاري، خودسوزي و خودكشي، اعتياد، حاشيه نشيني و هزاران آسيب اجتماعي ديگر، كه بنيان زندگي آنها را تهديد مي كند موقتاً به دست فراموشي مي سپارند. كانديداي ايل به مثابه درمان تمام دردها و نماد اميال و آرزوها تلقي مي گردد و به اينكه آيا تنديس آرزوها، برآورنده ي آنها نيز باشد، در آن اوضاع اهميتي   نمي دهند. ايلياتي گرايان براي رفتارهاي احساسي خود، پاسخي كليشه اي در آستين دارند "برادرمان است هر طوري شده بايد ياريش كرد". و از اينكه در حال و آينده، از اين بازار قدرت، چه نصيب آنها خواهد گشت، فعلاً پاسخي نمي دهند. اما فرداي انتخابات، روز ديگري است. امروز، ديروز نيست. آب از آسياب افتاده، مه و غبار جاي خود را به آسماني صاف بخشيده است. بين آنچه هست و آنچه بايد باشد فاصله، عميق و عميقتر مي گردد. شادماني ديروز، كم كم جاي خود را به بي تفاوتي و سپس نارضايتي مي دهد. دسترسي به فرد منتخب، دشوار و دشوارتر گشته و او اغلب اوقات در دسترس نمي باشد.ايل سوار، ديگر همانند گذشته سراغي از خان ايل نگرفته و كدخدايي را نيز به رسميت نمي شناسد.خود را بر جايگاه خان خان ها مي‌بيند و كدخداي تمام طوايف ايل،مي پندارد.افراد پابرهنه ي ايل نيز كه او را بر روي شانه هاي خود بلند كرده بودند و حتي پول تبليغات انتخاباتيش را، از شام شب خود گرفته و تزيين پوسترهايش نموده بودند، بر زمين خاكي و ناهموار و در زندگي سخت و طاقت فرسايشان، رها مي گردند و خبري از برآورده شدن آرزوهايشان نيست. آبروهاي هزينه گشته و پول هاي خرج شده، بازگشتي ندارند. ايل سواران نيز كه مجاناً و با پرداخت كمترين هزينه‌اي به سوي كرسي هاي سبزرنگ تاخته اند، به سرعت حاميان واقعي ديروز خود را فراموش كرده و نشاني ياوران سابق را،در گور مي كنند و اينچنين سواري مجاني را كه در دهان او، شيرين افتاده، بر كام ولي نعمتانش تلخ مي كند. اما چه سود كه تلخي هم همانند آن شيريني، به سرعت فراموش گشته و اسب افسار گسيخته‌ي ايل، مجاناً در زماني ديگر و به فرد ديگري، سواري مي بخشد.

"ايل سواري مجاني"پديده اي است كه از بطن انتخابات در ايلام سر بر مي آورد.و ما در اين اجتماع ايلي،اين "قصه ي پرغصه" را كه پيشتر از آن سخن گفتيم، بارها و بارها تكرار مي كنيم. ايل سواران نيز كه مزه‌ي اين"سواري مجاني" را چشيده اند از طعم شيرين آن دل نكنده و در چند مناسك به گونه اي تشريفاتي حضور يافته، تا باز از اسب ايل، سواري مجاني بگيرند. غافل از آنكه اين بخشش ها و حضورها، برآورنده ي آمال توده ي ايل نبوده و آنها ديگر در برابر او مست نمي گردند،هر چند ايل سواران از پشتوانه ي برخي از صاحب نفوذان نمك گير شده نيز برخوردار باشند. گذشته نشان داده است كه ايلياتيان هرچند نسبت به ديگر ايل سواران، غفلت مي ورزند اما در برابر او كاملاً هوشيارند و نوبت هاي بعدي، ديگر اسب خود را براي سواري مجاني او، زين نخواهند كرد.

 نوبت انتخابات كه فرا مي رسد، باز اسب ايل، زين خود را براي ايل سواري ديگر، آماده مي كند. چابك سواري سر مي رسد، خود را بر بام زين رسانده و به سوي ساختمان بهارستان به پيش مي تازد. حاصل صاحبان واقعي اسب ايل از اين سواري، تنها مخارجي است كه از زين كردن اسب، نصيبشان گشته است.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/17ساعت 19:10  توسط م |