تبليغاتX
جغرافیا - پروفسور گنجی
شناخت فرهنگ پارس و عیلام

پروفسور گنجی

 

 

 

پروفسور گنجي

 

 

دكتر محمدحسن گنجي در سال ۱۲۹۱خورشيدي در بيرجند به دنيا آمد. او در سال ۱۳۱۷در دانشگاه ويكتورياي منچستر دوره‌ي كارشناسي ارشد را به پايان رساند و در سال ۱۳۳۱به آمريكا رفت و توانست دكتراي جغرافيا را از دانشگاه كلارك در ماساچوست دريافت كند. او پس از بازگشت به تهران سازمان هواشناسي را بنيان نهاد. خدمت او در دانشگاه تهران در سال ‌ ۱۳۵۵با دريافت درجه‌ي استاد ممتاز به پايان رسيد، اما او بيكار ننشست و در همين سال كار بنيان‌گذاري دانشگاه بيرجند را به سرانجام رساند . در سال ۲۰۰۱ميلادي، سازمان هواشناسي جهاني او را به عنوان دانشمند برگزيده سال معرفي كرد.

  كودكي و نوجواني

  محمدحسن گنجي در ۲۱خرداد ۱۲۹۱خورشيدي برابر با ۱۱ژوئن ۱۹۱۲ميلادي در شهر بيرجند به دنيا آمد. سرزمين قهستان مانند جزيره‌اي در درياي شن بود و ورود به آن از هر سو نيازمند گذشتن از فرسنگ‌ها كوير بي آب و علف بود. ساكنان آن و به ويژه اهالي بيرجند از اكثريتي از ريشه‌‌ي ايرانيان قديمي با رگه‌هايي از ديگر اقوام تشكيل مي‌شد كه بيش‌تر از راه كشاورزي همراه با دامداري روزگار مي‌گذراندند. خانواده‌ي گنجي نيز از همين مردمان بودند.

  شش ساله بود كه وارد مدرسه‌ي شوكتيه در بيرجند شد. بيشتر دوران تحصيل مقدماتي او در دهه‌ي نخست ۱۳۰۰خورشيدي با تحولات سياسي، اجتماعي گسترده كشور و پايان سلطنت دويست ساله‌ي قاجار و آغاز دوران پهلوي همراه شد. بيرجند كه تا آن زمان روستاي دورافتاده‌اي به شمار مي‌رفت، كم كم به عنوان يك منطقه‌ي استراتژيك مطرح شد و مركز فرماندهي تيپ نظامي قائنات و سيستان و بلوچستان لقب گرفت. در مدرسه‌ي شوكتيه رسم بر اين بود كه به شاگرد نخست، شاگرد دوم و شاگرد سوم به ترتيب مدال طلا، مدال نقره و يك كتاب نفيس هديه مي‌دادند و گنجي در طول شش سال تحصيل چهار مدال طلا و دو نقره، به دست آورد و در جشن پايان دوره كه آن مدال‌ها را به سينه زده بودم چنان احساس سربلندي مي‌كرد كه به بيان خودش"گويي قلعه ‌ي خيبر را فتح كرده ‌بود."

  دو رويداد مهم در آن سال‌ها رخ داد كه اثر عميقي بر گنجي گذاشت: يكي خشكسالي شديدي كه تاثيرات انساني دردناكي برجاي گذاشت. پس از سه چهار سال همه‌ي قنات‌هاي بيرجند خشكيد، محصولات كشاورزي از ميان رفت و خيلي از روستاييان به شهرهاي ديگر كوچ كردند. خانواده‌ي گنجي در آن سال‌ها بسيار سختي كشيدند و حتي آب آشاميدني را از جاهاي ديگر فراهم مي‌كردند. دومين رويداد هنگامي رخ داد كه او كلاس چهارم يا پنجم دبستان بود. زمستان ۱۳۴۳هجري قمري بود كه پس از چند روز بارش پيوسته‌ي باران، سيلي بزرگ رخ داد و همه‌ي قنات‌ها را نابود كرد و آسيب زيادي به بار آورد. خاطره‌ي تلخ آن دو رويداد هواشناختي همچنان در ذهن گنجي ماند و حتي در گزينش روش زندگي و روي آوردن او به دانش جغرافيا و هواشناسي اثر زيادي داشت.

  فراگيري دانش

  گنجي پس از به پايان رساندن تحصيلات متوسطه در زادگاه خود يعني بيرجند در مهرماه ۱۳۰۹خورشيدي به تهران آمد تا حقوق بخواند. ولي در تهران متوجه شدكه بيشتر استادان مدرسه‌ي عالي حقوق آن زمان، فرانسوي هستند و چون زبان فرانسوي نمي‌دانست به دارالمعلمين عالي رفت كه نخستين بنياد آموزش عالي آن زمان بود. دارالمعلمين عالي، كه در ۱۳۰۷بنيان‌گذاري شده بود، دو گروه "فلسفه و ادبيات" و "تاريخ و جغرافيا" داشت. گنجي در رشته‌ي تاريخ و جغرافيا نام‌‌نويسي كرد و پس از سه سال در ۱۳۱۲ليسانس آن رشته را دريافت كرد.

 از آن جا كه گنجي در كنكور اعزام به خارج در بخش معلمي تاريخ و جغرافيا مقام اول را به دست آورده بود، در ۲۵شهريور ۱۳۱۲همراه با حدود ۹۰نفر ديگر كه ۲۰نفر از آنان از دانش‌آموختگان دانشسراي عالي بودند، به فرانسه فرستاده شد. چون در دبيرستان شوكتي بيرجند تا اندازه‌اي با زبان انگليسي آشنا شده بود، او را با ۱۲نفر ديگر از دانشجويان كه به زبان انگليسي آشنايي داشتند، پس از چند روز ماندن در پاريس به لندن فرستادند. در آن روزها معمول بود كه دانشجويان فرستاده شده به انگلستان را براي يكسال به زندگي در يك خانواده‌ي انگليسي وا مي‌داشتند تا زبان و آداب انگليسي را فراگيرند. اما چون گنجي زبان انگليسي را به اندازه‌ي نياز مي‌دانست، او را بي‌درنگ پس از ورود به انگلستان به دانشگاه ويكتوريا درمنچستر معرفي كردند كه در آن زمان يكي از پنج دانشگاه معتبر پس از آكسفورد و كمبريج به شمار مي‌آمد.

  در سال دوم ماندن درانگلستان بود كه پس از يك ‌سال مطالعه و بررسي رشته‌هاي گوناگون، تصميم خود را گرفت كه در زمينه‌ي جغرافيا كار كند و از آن زمان تاريخ براي او در درجه‌ي دوم اهميت قرارگرفت. او در آن سال در گروه تخصصي جغرافيا در دانشگاه منچستر نام‌نويسي كرد و پس از چهارسال توانست ليسانس تخصصي و ممتاز درجغرافيا (B.A.Honurs) را به دست آورد كه برابر كارشناسي‌ارشد به شمار مي‌آيد. او دليل گرايش خود را به جغرافيا و به ويژه هواشناسي، دو رويداد خشكسالي و سيلي مي‌داند كه در روزگار كودكي و نوجواني در زادگاهش رخ داد و باعث آسيب زيادي به روستاييان شده بود. همچنين، در روزگاري كه در خارج تحصيل مي‌كرد، بحث‌هاي داغي پيرامون نظريه‌ي تكامل در جريان بود و از آن جا كه بارها شنيده بود كه پاسخ جانداران به دگرگوني آب و هوا، نقش مهمي در تكامل جاندران دارد، به موضوع‌‌هاي مربوط به آب و هوا و محيط بسيار گرايش پيدا كرده بود.

  گنجي در مهرماه ۱۳۱۷به ايران بازگشت و با عنوان دبير(امروزه در رتبه‌بندي علمي دانشگاهي به آن مربي مي‌گويند) در دانشكده‌ي ادبيات و دانشسراي عالي به تدريس جغرافيا پرداخت. دوره‌ي خدمت دبيري او ۱۴سال به طول انجاميد و چون با مقررات آن روز هرگز نمي‌توانست بدون درجه‌ي دكترا، استاد دانشگاه شود، با استفاده از فرصت مطالعاتي در شهريور ۱۳۳۱به آمريكا رفت. او پس از دوسال تحصيل در دانشگاه كلارك(در شهر ورستر ايالت ماساچوست) كه از مراكز بسيار معتبر آموزش و پژوهش جغرافيا بود، درجه‌ي دكترا در جغرافيا را به دست آورد. گنجي پس از بازگشت به تهران، پس از چندماهي به درجه‌ي دانشياري در جغرافيا ارتقا پيداكرد و بموقع استاد شناخته شد. او پيش از تابستان ۱۳۵۴كه بازنشسته شد، به استادي ممتاز دانشگاه مفتخر گرديد.

  خدمات علمي و آموزشي

  گنجي روي هم ۳۷سال سابقه تدريس داشته است كه پس از دانشسراي عالي در دانشگاه تهران و ديگر مراكز دانشگاهي انجام شده است. او از سال ۱۳۱۷در دانشسراي عالي تدريس كرد. دانشسراي عالي كه در سال ۱۳۰۷بنيان گذاري شده بود، تا آن زمان ۸دوره و نزديك ۱۵۰نفر كارشناس تاريخ و جغرافيا بيرون داده بود. او با فارغ التحصيلان دوره‌هاي اول و دوم كه از او جلوتر بودند و همچنين با فارغ التحصيلان دوره‌هاي چهارم و پنجم كه پس از او وارد دانشسراي عالي شده بودند، در دوران تحصيل در آن بنياد آموزشي آشنا شده بودم. او به فارغ التحصيلان دوره‌هاي ششم و هفتم و هشتم در سال آغاز تدريس د ر آن‌جا در كلاس مشتركي درس داده بودم. هم‌چنين، از سال ۱۳۱۷تا ۱۳۵۴با همه‌ي كساني كه در اين رشته و يا در سال‌هاي ديگر در گروه آموزش جغرافيا به تحصيل پرداختند، تماس درسي مستقيم داشت. در نتيجه مي‌توان گفت كه او تاريخ جغرافياي ايران است.

  به نظر گنجي يك آموزشگر جغرافيا، چه در دبيرستان و چه در دانشگاه براي داشتن آموزشي درست و كارآمد بايد همواره در پي فراگيري دانش‌ مرتبط به جغرافيا باشد. از اين رو، هر كتاب و رساله و حتي مجله و روزنامه‌اي را كه درباره‌ي جغرافيا و علوم وابسته بدان تهيه و منتشر مي‌شد، به دست مي‌‌آورد و مطالعه مي‌كرد و در صورت امكان جمع آوري مي‌كرد. او كوشش مي‌كرد كه همواره مطالب و نظر يه‌ها و دستاوردهاي تازه را در كلاس‌هاي مختلف دانشگاهي عنوان كند و دانشجويان را به كندوكاو و ژرف‌نگري بيشتر وادارد.

  كار بررسي برگه‌هاي امتحاني و مطالعه‌ي جزو ه‌هاي پژوهشي و پايان نامه‌هاي تحصيلي دانشجويان كه نياز به تصحيح و اظهارنظر داشت، اين عادت را در او تقويت كرد كه هر كتاب يا نوشته‌اي را كه مطالعه مي‌كند، نگاه نقادانه‌اي به آن داشته باشد و نظر خود را در حاشيه‌ي كتاب يا مقاله يادداشت كند و مطالب قابل بحث يا تأمل را با خط كشي‌هاي مختلف مشخص ساز د. از اين رو، كمتر كتاب يا مجله‌اي در كتابخانه‌ي شخصي او ديده مي‌شود كه اين عادت خوب يا بد در آن منعكس نباشد.

  خاطره نويسي از مشخصات زندگي اوست دست كم بين ۴۰تا ۵۰جلد كتابچه‌هايي از نوع سررسيد را در كتابخانه‌ي او مي‌توان ديد كه رويدادهاي روزانه‌ي زندگي خود را در آن‌ها نوشته است. شرح مسافرت‌هاي زياد داخلي و خارجي و مشاركت‌هاي او در كنگره‌ها و همايش‌هاي علمي بين‌المللي و برخورد با شخصيت‌هاي علمي و به ويژه جغرافي‌دان‌ها و بازديد از گروه‌هاي آموزشي جغرافيا در كشورهاي گوناگون و مشاهدات جغرافيايي، از جمله ياداشت‌هاي ارزشمند گنجي است كه بسيار آموزنده هستند.

  دستاوردهاي مهم

  گنجي در ۳۰سال خدمت دانشگاهي‌اش به مقامات و سمت‌هاي گوناگوني دست يافت. او خدمت در مراكز غيردانشگاهي را به علت ارتباط كاري با جغرافيا از خدمت در دانشگاه جدا نمي‌دانست و همواره از فرصت‌هاي مطالعاتي گوناگون مانند مسافرت‌ها و شركت در كنگره‌ها و همايش‌هاي بين المللي به سود جغرافيا بهره برداري مي‌كرد و كلاس درس خود را زنده و در حال تكامل و تحول نگاه مي‌داشت. همكاري ۱۲ساله او با وزارت راه آن زمان را مي‌توان اوج همكاري او به مراكز بيرون از دانشگاه دانست كه ۵سال آن با معاونت پارلماني آن وزارت همراه بود. او از آن ۵سال براي بنيان‌گذاري و پيشرفت اداره كل هواشناسي وزارت راه بهره برداري كرد.

  سخن از هواشناسي در ايران در دهه‌ي ۱۳۳۰آغاز شده بود و در سال ۱۳۳۵اداره‌اي به نام اداره ‌ي كل هواشناسي درون تشكيلات وزارت راه به وجود آمده بود. از آن جا كه پايان‌نامه‌ي دكتراي گنجي درباره آب و هواي ايران بود، او را به مديريت آن اداره برگزيدند. پيش از آن، واحد كوچكي در تشكيلات سازمان هواپيمايي كشوري وجود داشت كه خود زير مجموعه‌ي وزارت راه بود و دو سرلشگر وزير راه و ر ييس هواپيمايي كشوري بودند. رييس هواپيمايي حاضر نبود كه فعاليت هواشناسي از آن جا جدا شود و گنجي پنج شش سال كوشش كرد تا قانون استقلال هواشناسي در اسفند ۱۳۳۷به تصويب مجلس سنا رسيد. او قانون عضويت ايران در سازمان هواشناسي جهاني را نيز به تصويب آن مجلس رساند.

  در آغاز كار گنجي در اداره‌ي هواشناسي، آن اداره فقط بيست تا بيست و پنج كارمند داشت كه حقوقشان از دستگاه‌هاي ديگر پرداخت مي‌شد. چون هواشناسي بودجه‌ي مستقل نداشت و آن كارمندان از جاهاي ديگر حقوق مي‌گرفتند، چندان به برنامه‌هاي گنجي توجه نداشتند. از اين رو، او تصميم گرفت خودش كارمند تربيت كند. بنابراين، هر سال صد نفر ديپلمه مي‌گرفت و آن‌ها را به سطح فوق ديپلم (كارمند فني) مي‌رساند. كوشش‌هاي او در آن سال‌ها باعث شد كه كم كم ارزش هواشناسي و سودمندي آن بر همگان آشكار شود تا جايي كه امروزه سازمان هواشناسي ايران يكي از بزرگ‌ ترين دستگاه‌هاي علمي در سطح ملي و بين المللي به شمار مي‌آيد.

  از ديگر دستاوردها و مسسوليت‌هاي مهم دكتر گنجي مي‌توان اين‌ها را نام برد:

دبير دانشگاه تهران(۱۳۳۴- ۱۳۱۷)

دانشيار و سپس استاد دانشگاه تهران(۱۳۵۴-۱۳۳۴)

 بنيان‌گذاري گروه آموزش جغرافياي دانشگاه تهران و مديريت آن(۱۳۵۳- ۱۳۸۴)

رياست دانشكده‌ي ادبيات و علوم انساني(۱۳۵۴- ۱۳۵۳)

 بنيان‌گذاري سازمان هواشناسي ايران و مديريت آن(۱۳۴۶- ۱۳۳۵)  
 
بنيان‌گذاري دانشگاه بيرجند و مديريت آن(۱۳۵۷-۱۳۵۴)
 
ـ رياست اداره كل هواشناسي از سال(۱۳۳۵تا ۱۳۴۷)

 نماينده‌ي ثابت دولت ايران در سازمان هواشناسي جهاني(۱۳۵۷- ۱۳۳۵) 
 
رياست هواشناسي منطقه‌ي آسيا براي ۵سال 
   
ـ عضو هميشگي انجمن جغرافياي انگلستان

  ـ عضو كميسيون آموزش جغرافيا در سال ۱۹۶۴

  ـ مشاور وزير دفاع در دوران جنگ ايران و عراق

  ـ چهره‌ي برگزيده سازمان هواشناسي جهاني(WMO) در سال ۲۰۰۰ ميلادي

  ـ چهره‌ي برگزيده چهارمين همايش چهره‌هاي ماندگار در سال ۱۳۸۳

   سرنوشت بزرگان

  فرود داستان زندگي علمي محمدحسن گنجي با نخستين روزهاي سال ۱۳۵۸ آغاز شد. آن رويداد را از زبان خود او بخوانيم:«در فروردين ۱۳۵۸ كه از خدمت آموزش عالي بيرجند بركنار شدم، دوران بازنشستگي‌ام كه سال‌ها درباره‌ي آن فكر كرده بودم، آغاز شد و ناچار به خلوت كتابخانه‌ي به هم ريخته‌ام پناه بردم. حالا وقت آن رسيده بود كه نقشه‌هاي دوران بازنشستگي را به مرحله عمل درآورم و براي آغاز كار مدتي به تنظيم كتاب‌ها و اوراق پرداختم و منابع و مآخذ موجود در كتابخانه‌ام را براي تهيه‌ي كتابي درباره‌ي آب و هواي ايران آماده مي‌كردم."

  پدر بزرگ جغرافيا و پدر هواشناسي ايران وقتي از روزهايي مي‌گويد كه مجبور بود به خاطر گذران زندگي به ناچار در دارالترجمه‌اي شناسنامه‌ها را ترجمه كند، ما را به ياد سرنوشتي مي‌اندازد كه بيشتر بزرگان دانش و فرهنگ ايران در درازاي تاريخ به آن دچار شدند. سرنوشت پرفراز و فرود دكتر محمد حسن گنجي، سرنوشت علم و انديشه و همان داستان همواره آشناي "علم بهتر است يا ثروت" در اين سرزمين فرهنگ و ادب است. جالب اين كه او را به خاطر همكاري با اسدالله علم براي بنيان‌گذاري دانشگاه بيرجند خانه‌نشين كردند: »در سال ۱۳۵۸ مديريت دانشگاه از من گرفته شد. در واقع يكي از دلايل پاكسازي من رياست دانشگاه بيرجند بود و مرا با عنوان ارتباط با خاندان علم كنار گذاشتند."

  نگارش‌هاي گنجي

  دكتر گنجي داراي آثار علمي زيادي است كه بيشتر به صورت مقاله‌هاي علمي در مجله‌هاي داخلي و خارجي به چاپ رسيده است. پايان‌نامه‌ي دكتراي او درباره آب و هواي ايران بود كه نخستين پژوهش درباره‌ي جغرافياي ايران بود. پايان نامه او در سال ۱۹۵۶به زبان انگليسي منتشر شد و تا چند سال تنها منبع درباره‌ي آب و هواي ايران بود و هنوز هم به آن ارجاع داده مي‌شود. اثر مهم ديگر او، اطلس اقليمي ايران است كه بارها به چاپ رسيده و كتاب مرجع است. او در نگارش كتاب بزرگي به نام ايرانشهر، كه يونسكو براي معرفي ايران منتشر ‌كرد، سهم بزرگي داشته است.

  گنجي براي چند دانش‌نامه مقاله‌هاي مهمي نوشته است. او سرپرست بخش جغرافياي نخستين دانش‌نامه‌ي نوين ايران يعني دايرالمعارف فارسي به سرپرستي دكتر غلامحسين مصاحب بود و مقاله‌هايي براي آن اثر نوشته است. نگارش مقاله‌هاي مربوط به جغرافياي ايران در دانشنامه‌ي بريتانيكا تا چند چاپ با دكتر محمد حسن گنجي بوده است. او مقاله‌هايي به زبان انگليسي براي "دانشنامه ايرانيكا" نوشته است كه در آمريكا منتشر مي‌شود. همچنين، در سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي مقاله‌هاي بسياري براي دايره المعارف بزرگ اسلامي و دانشنامهي جهان اسلام نگاشته است. از جمله مقاله‌اي مفصل درباره‌ي آب است كه به عنوان نخستين مدخل جلد يك دايره المعارف بزرگ اسلامي منتشر شد و در آن آب را از نظر فيزيكي، جغرافيايي و مباحث مربوط به حجم آب در ايران و جهان اسلام و حتي نظر فقيهان و قديس‌ها درباره‌ي آب بررسي كرده است. يكي از ده‌ها مقاله او در اين دايره المعارف، مقاله‌اي با نام "اقليم و اقاليم سبعه" است كه به عنوان يكي از چهارده مقاله‌ي برگزيده همه‌ي جلدهاي اين دايره المعارف جايزه گرفت.

  گنجي از نويسندگان پركار كتاب‌هاي درسي نيز بوده است و ۱۴كتاب درسي را براي دانش‌آموزان آماده كرده است. او درباره‌ي چگونگي آغاز اين كار چنين گفته است:

  " در خرداد ۱۳۳۵بود كه روزي همايون صنعتي‌زاده از من وقت ملاقاتي خواست و همين كه به دفتر محقر آن روز او در طبقه دوم ساختمان كوچكي در خيابان شاه رفتم كتابي كوچك، در قطع بزرگ با جلد رنگي زيبايي به نام جغرافياي طلايي به دستم داد و گفت اين يك كتاب درسي درباره‌ي ‏جغرافياي عمومي برا ي مدارس ابتدايي است و اگر ترجمه آن را جايگزين كتاب فعلي سال پنجم‏ ابتدايي كنيم، خدمت بزرگي به توسعه‌ي دانش نوآموزان، خود كرده‏ايم.

  او درست مي‏گفت، چون‏در آن زمان كتاب جغرافياي ابتدايي روي كاغذ بسيار ارزان با نقشه‏هاي سياه و سفيد درهم چاپ‏ مي‏شد. صنعتي‏زاده اضافه كرد كه تا مطالب كتاب آماده شود، او فيلم و زينگ آن را فراهم خواهدكرد و كتاب ابتدايي را برابر و مانند جغرافياي طلايي اما به زبان فارسي براي اول سال ‏تحصيلي آماده خواهد ساخت. قراردادي به مبلغ مختصر ۷۵۰۰تومان به نام من و دو نفر از شاگردان خوب و جغرافيدان من يعني شادروانان دكتر لطف‏الله مفخم ‏پايان و حسين خليلي‏فر منعقد شد و آغاز به كار كرديم و طولي نكشيد كه كتاب جغرافياي سال پنجم ابتدايي با قطع بزرگ ‏و كاغذ مرغوب و عكس‌ها و نقشه‏هاي رنگي دلچسب دانش‏آموزان به موقع، به بهاي ۳۵ريال‏منتشر شد و هجوم دانش‏آموزان در بعضي شهرها براي دريافت آن به قدري بود كه شنيديم بازار سياه پيدا كرده و تا جلد ي ۱۵۰ريال به فروش رسيده است.

  موفقيتي كه كتاب جغرافياي پنجم ابتدايي كسب كرده بود، ما را به فكر انداخت كه كتابي نظير آن با همان شرايط و نفيسي درباره‌ي جغرافياي ايران براي سال ششم ابتدايي آماده سازيم  ولي دشواري كار در اين بود كه در مورد اين كتاب فيلم و زينگ و نقشه و تصويري در دست نبود و بايد همه چيز را از آغاز آماده سازيم. صنعتي‏زاده هنرمند بزرگ و گرانقدر امروز، استاد پرويز كلانتري ‏را كه در آن روزها جواني پرشور و شوق بود پيدا كرد و او سراسر كتاب را با نقاشي‏هاي مناسب‏حال درباره‌ معيشت‏هاي ايراني و محيط زيست آن‌ها مزين ساخت."

  فهرست آثار گنجي

  ۱. جنگ و جغرافيا يا روابط دول بزرگ در اقيانوسيه. تهران، بنگاه پروين،۱۳۲۱

  ۲. بشر چيست. ترجمه از آثار مارك توابن. تهران چاپ سوم، بنگاه افشاري،۱۳۵۱

 ۳. جغرافيا سال پنجم ابتدايي(با همكاري جسين خليلي‌فر). تهران، بنياد فرانكلين،۱۳۳۷

  ۴. جغرافيا ششم ابتدايي با همكاري حسين خليلي‌فر. تهران، بنياد فرانكلين،۱۳۳۷

  ۵. آمار بارندگي ايران. تهران، مركز تحقيقات علمي مناطق خشك دانشگاه تهران، ۱۳۳۸

  ۶. كتاب‌هاي جغرافياي دبيرستان از سال اول تا سال ششم(با همكاري گروه‌ مؤلفان). دهه‌ي ۱۳۴۰

  ۷. فهرست مقاله‌هاي جغرافيايي(با همكاري جواد صفي‌نژاد). تهران، دانشكده‌ي ادبيات دانشگاه تهران،۱۳۴۱

  ۸. جغرافياي ايران(چهار فصل در جلد اول ايرانشهر). تهران، نشريه شماره‌ي ۲۲كميسيون ملي يونسكو،۱۳۴۲

  ۹. اطلس اقليمي ايران. تهران، مؤسسة جغرافياي دانشگاه تهران، ۱۳۴۶

  ۱۰مجموعه‌ي ۳۳مقاله‌ي جغرافيايي. تهران،بنياد جغرافيايي و كارتوگرافي سحاب،۱۳۵۳

  ۱۱. جغرافيا در ايران از دارالفنون تا انقلاب اسلامي. مشهد، آستان قدس رضوي، ۱۳۶۷

  ۱۲. تاريخچه‌ي جغرافيا در تمدن اسلامي. تهران، بنياد دائره المعارف اسلامي، ۱۳۶۸

  ۱۳. نامه‌هايي از قهستان(ترجمه و تعليق). مشهد، مركز خراسان‌شناسي، ۱۳۷۹
 
گنجي در نگاه انديشمندان

  دكتر پيروز مجتهدزاده كه در دوره‌ي كارشناسي شاگرد دكتر گنجي بوده است، درباره‌ي استاد خود چنين گفته است:« با همه‌ي استادانم رابطه‌اي نزديك و منطقي داشتم، به ويژه با دكتر گنجي كه رابطه‌مان به شكل رابطه پدر و فرزندي در روابط اجتماعي و نيز در محيط دانشگاه بود. صرف نظر از پدر و مادر كه نقش انكارناپذيري در شخصيت من داشته‌اند، سه نفر ديگر هم تاثير ژرفي بر زندگي من ايجاد كرده‌اند. نخستين آن‌ها دكتر گنجي است كه نگاه اساسي‌ام را به علم و زندگي مديون او هستم. در دوران دانشجويي‌ام به همه استادانم احترام مي‌گذاشتم ولي دكتر گنجي به راستي با بقيه تفاوت داشت. او كسي بود كه مي‌توانست همه گونه پرسش را در مباحث جغرافيايي و به ويژه هواشناسي پاسخ دهد. با وجود اين، هيچ ادعايي نداشت و احترام عميق من به او به سبب همين بي‌ادعايي است. هميشه سعي مي‌كرد در حال آموختن باشد. من همواره در برابر پرسش‌هاي علمي و فرهنگي و اجتماعي مختلفي كه برايم پيش مي‌آمد نزد او مي‌رفتم. گنجي شخصيتي استثنايي و ارزشمند است و من شخصيتي در شأن و پايه او نديده‌ام. در واقع آموختن من از دكتر گنجي فقط به دوره‌‌هاي خاص دانشگاهي مانند ليسانس و فوق ليسانس و حتي دكترا محدود نبود. من هنوز هم از او مي‌آموزم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/13ساعت 23:16  توسط م |